حسن سيد اشرفى

14

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

[ تتمهء مقصد اول ] فصل چهارم : مقدمه واجب ترجمه : فصلى است در مقدّمهء واجب و قبل از ورود در مقصود ، سزاوار است رسم امورى . امر اول : اصولى بودن مسئله اوّل : ظاهر ، آن است كه همانا مهمّى كه بحث مىشود از آن ( مهم ) در اين مسئله ، بحث از ملازمه بين وجوب شىء و وجوب مقدمهء آن ( شىء ) است . پس مىباشد ( مسئلهء مقدّمهء واجب ) مسئلهء اصولى ، نه از خود وجوب آن ( مقدّمه ) چنان كه اين ( بحث از خود وجوب مقدّمه ) متوهّم از بعضى عناوين است تا آنكه باشد ( مسئلهء مقدّمهء واجب ) فرعى . و اين ( بحث از خود وجوب مقدّمه نبوده تا مسئله فرعيّه باشد ) به خاطر وضوح آن است كه همانا بحث اين‌چنين ( از خود وجوب مقدّمه ) مناسب نمىباشد ( بحث اين‌چنين ) اصولى را . و استطراد ، نيست وجهى براى آن ( استطراد ) بعد از امكان اينكه باشد بحث به گونه‌اى كه باشد ( مسئلهء مقدّمهء واجب ) از مسائل اصولى . سپس ، ظاهر نيز آن است كه همانا مسئله ، عقلى است و كلام در استقلال عقل است به ملازمه و عدم آن ( استقلال عقل ) نه اينكه لفظى است . چنان كه ظاهر مىشود ( لفظى بودن مسئله ) از صاحب معالم . چرا كه استدلال كرده است ( صاحب معالم ) بر نفى ، به واسطهء منتفى بودن دلالات سه‌گانه ، علاوه آنكه همانا او ( صاحب معالم ) ذكر كرده است ( صاحب معالم ) آن ( مسئلهء مقدّمهء واجب ) را در مباحث الفاظ . بدليل ضرورى بودن اينكه همانا وقتى باشد خود ملازمه بين وجوب شىء و وجوب مقدّمهء آن ( شىء ) ثبوتا محلّ اشكال ، پس نيست مجالى براى تحرير نزاع در اثبات و دلالت داشتن برآن ( ملازمه ) به يكى از دلالتهاى سه‌گانه ، چنان كه پوشيده نمىباشد . امر دوم : در تقسيمات مقدمه امر دوّم همانا بسا تقسيم مىشود مقدّمه به تقسيماتى . 1 - مقدمه داخليه و خارجيه از جمله آن ( تقسيمات ) : تقسيم آن ( مقدّمه ) به داخليّه است . و آن ( داخليّه ) اجزاى اخذ شده در ماهيّت مأمور بها است . و خارجيّه است . و آن ( خارجيّه ) امورى است كه خارج از ماهيّت آن ( مأمور بها ) است از آنچه ( امرى ) كه ممكن نيست ايجاد شود ( مأمور بها )